ابن المقفع ( مترجم : منشي )
83
كليله و دمنه ( فارسي )
گفت : ترا غمناك ميبينم . گفت : چگونه غمناك نباشم ، كه مادّت معيشت من آن بود كه هر روز يگان دوگان ماهي ميگرفتمي و بدان روزگار كرانه ميكرد ، و مرا بدان سدّ رمقي حاصل ميبود و در ماهي نقصان بيشتر [ 1 ] نميافتاد ؟ و امروز دو صيّاد از اينجا ميگذشتند و با يك ديگر ميگفت كه : « در اين آب گير ماهي بسيار است ، تدبير ايشان ببايد كرد » . يكي از ايشان گفت : « فلان جاى بيشتر است چون از ايشان بپردازيم روى بدينها آريم » . و اگر حال بر اين جمله باشد مرا دل از جان بربايد داشت و بر رنج گرسنگي بل تلخي مرگ دل بنهاد . پنج پا يك برفت و ماهيان را خبر كرد و جمله نزديك او آمدند و او را گفتند : المستشار [ 2 ] مؤتمن ، و ما با تو مشورت ميكنيم و خردمند در مشورت اگر چه ازو دشمن چيزي [ 3 ] برسد شرط نصيحت فرو نگذارد خاصّه در كاري كه نفع آن به دو باز گردد . و بقاى ذات تو بدوام تناسل ما متعلّق است . در كار ما چه صواب بيني ؟ ماهي خوار گفت : با صيّاد مقاومت صورت نبندد ، و من در آن اشارتي نتوانم كرد . لكن در اين نزديكي آب گيري ميدانم كه آبش بصفا پرده در تراز گريهء عاشق است و غمّازتر از صبح صادق ، دانهء ريگ در قعر آن بتوان شمرد و بيضهء ماهي از فراز آن بتوان ديد إذا علتها الصّبا أبدت لها حبكا * مثل الجواشن مصقولا حواشيها لا يبلغ السّمك المحصور غايتها * لبعد ما بين قاصيها ودانيها [ 4 ]
--> و قوامي رازي گويد ( ديوان ، ص 8 ) : دادهام دل بدست ناداني * شده زين كار چون پشيماني و در همين كتاب ( ص 5 س 11 ) « چون متباعدي » آمده است و پس ازين چون دژمي ، چون سر افگندهاى ، چون غمناكي ، چون هراساني ، خود را چون معلولي و مجروحي به دو نمائي ، و امثال آن خواهد آمد . [ 1 ] . ( 3 ) نقصان بيشتر « بيشتر » در اين شيوهء تعبير معادل است با « چندان » كه ما ميگوئيم : چندان نقصاني نميافتاد ؛ چند صفحهاي پس ازين ( ص 94 س 7 ) آمده است : تدبير در هنگام بلا فايدهء بيشتر ندهد . [ 2 ] . ( 8 ) المستشار . . . مشورت كردهء ، مشورت خواستهء ، مشورت پرسيدهء از او ، امين داشته شده است . [ 3 ] . ( 9 ) از و دشمن چيزي در اساس : از دشمن خبرى . [ 4 ] . ( 15 ) إذا علتها . . . چون بر فراز آن بوزد باد صبا بر آن آشكارا كند راههائي مانند جوشنها ( زرهها ) كه كنارهاى آن را زدوده باشند ؛ نرسد ماهي محبوس بپايان آن از ژرفي آن و از دوري مسافتي كه ميان قعر و كنار وى است .